|
Circus Maximus - Zero
Life passed on today
زندگی تا امروز گذشت She remembered all the times they had
و اون دختر تمام لحظه هایی که با اون داشت رو بخاطر آورد It will never come back again
اون خاطرات هیچ وقت دوباره بر نخواهند گشت! I can't wait for tomorrow
میتونم منتظر فردا بمونم I can not bring back yesterday
ولی نمیتونم دیروزمو برگردونم Now I see the light before me
حالا نوری رو جلوی خودم می بینم It just brings me on my way
اون من رو به راه راست هدایت می کنه Even in the shadows remain
و حتی در سایه ها هم با منه Baby, I know that you and I will meet again someday
عزیزم، میدونم که تو و من روزی باز همدیگه رو میبینیم!
I know there's something you wanna say
میدونم که چیزایی هست که میخوای بهم بگی You close the door at night
تو اون شب در روپشت سرت می بندی و You make me go away
منو از خود بی خود می کنی
I try to make you remember... belief is all you need
سعی می کنم که یادت بیارم. . . . .اعتقاد جیزیه که بهش نیاز داری And show you I'll be around forever
و بهت نشون میدم که برای همیشه پیشت خواهم بود I try to make you remember me
کاری میکنم که منو به یاد بیاری I try to open your mind
سعی می کنم ذهنت رو باز کنم
Even if the stars remain
حتی اگه ستاره ها بمونن Baby, I know that you and I will meet again عزیزم، میدونم که تو و من روزی باز همدیگه رو میبینیم!
I try to make you remember... belief is all you need
سعی می کنم که یادت بیارم. . . . .اعتقاد جیزیه که بهش نیاز داری And show you I'll be around forever
و بهت نشون میدم که برای همیشه پیشت خواهم بود I try to make you remember me
کاری میکنم که منو به یاد بیاری I try to open your mind
سعی می کنم ذهنت رو باز کنم
“Translated by: nj_plainclothesman@yahoo.com
www.hottranslatedlyrics.blogfa.com |